تعريف و معني بعضي اصطلاحات

خرید بک لینک
پاكار : پاكار از از ريشه ي پاييدن ( مراقب و مراقبت كردن ) است .

در زبان فارسي مثلا به كسي ميگويند به پا نيافتي توي آب نيز به اين معني است .

پاكار يكي از مشاغل دهه هاي گذشته در روستاي ما بود صاحب اين شغل وظيفه اش مراقبت و نگداري از زمين ها و محصولات كشاورزي در فصول كاشت و داشت و برداشت بود .

او مراقبت محصولات كشاورزي و باغي مردم بود تا توسط افراد خراب نگردد ( توسط دام چريده نشود و زنان و كودكان براي گذر و يا كندن گياهان دارويي و خوراكي وارد محصولات نشوند .

حقوق اين فرد نيز گاهاً به صورت محصول و يا نقدي از طرف اهالي پرداخت مي شده است . چند سالي است كه ديگر پاكار نمي گيرند .

...................................................................................................

پادار : لفظ پادار از ريشه ي پايدار است . كه همگان مي دانند پايدار يعني استوار و محكم و قوي . اين صفت را به كسي يا حيواني مي گويند كه خيلي قوي و استوار باشد .
...................................................................................................

خوش نشين : اصطلاح خوش نشين به يكي ديگر از مشاغل يا گروهها و اقشاري از مردم روستا مي گفتند كه شغل اصلي آنها كشاورزي نبود و در روستا زمين كشاورزي نداشتند و امورات آنها از طريق ( مغازه داري - سلماني - حمامچي - چوبداري - رانندگي - گرفتن بهره پول - معلمي - روحاني - پاكار - دلالي - كفاشي و رنگرزري- تعذيه خواني - خادم مسجد - كد خدايي و غيره ) تامين مي شده است .
...................................................................................................

چودار : چودار به معني چوب دار و كسي كه مانند چوپان در دست خود چوب دارد

و كار اصلي يا فرعي او دلالي احشام و دام و طيور است . و امروزه نيز با وجود احداث كاروانسراهاي خريد فروش دام هنوز رواج دارد . وي با مراجعه به ميان مردم و منازل آنها گاو و گوسفند و ساير احشامي را كه افراد قصد فروش آن را دارند خريداري و به قصاب ها و يا افرادي كه مايل به خريد باشند مي فروشد

...................................................................................................

دلَّك :(dallak ) : به كسي مي گفتند كه شغل او سلماني يا همان آرايشگري امروز بود و چون ابزار و وسايل تيز و برنده اي داشت .

در كنار آن به كارهايي مانند ختنه اطفال ، كشيدن دندان ، ليف و كيسه كشي و مشتمال در حمام و نيز چاك زدن قسمتي از پوست بدن كه به خاطر چرك كردن باد كرده باشد مشغول مي شد .
...................................................................................................

كد خدا : در گذشته مامور اداره روستا دهبان یا کدخدا نامیده میشد.

در حقیقت، دهیار همان شهردار روستا می باشد. در زمان قبل از انقلاب فردي با كياست و سياست و عاقل به عنوان كد خدا براي رسيدگي به امور اداري و سياسي روستا تعيين مي شد كه وظيفه او همكاري و هماهنگي با دولت و خان روستا بود .

وظايفي مانند حل و فصل دعاوي و اعلام اسامي جواناني كه به سن سربازي رسيده اند و نيز رسيدگي به مشكلات عمومي روستا مانند كم آبي و شيوع بيماري و كنترل مهاجرت و ورود و خروج افراد از داخل روستا و حفاظت از جان و مال مردم بود .

چيلنكي : در دهه هاي گذشته مردم روستا براي جمع كردن هيزم زمستاني خود اقدام به جمع كردن چوب هاي خشك و نازك مي كردند به اين چوب هاي خشك و نازك چيلنكي مي گفتند .


از كداخدايان روستاي سوزن مي توان ................. را نام برد . (شما بگوييد )
...................................................................................................
كلماتي كه در قديم در كارهاي مختلف استفاده مي شد : ارسین: اجنگله ، پاجا ، قوشقون ، بلیگ و ......

مونوگرافی روستای سوزن...

ما را در سایت مونوگرافی روستای سوزن دنبال می‌کنید

برچسب: تعريف معني الاسماء,تعريف معني الحب,تعريف معني الجاهلية,تعريف معني الصداقه,تعريف معني الارهاب, نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 0:48

صفحه بندی